۲۲ شهریور ۱۴۰۵· 4 دقیقه مطالعه· عطیه گارسچی

اضطراب؛ از کجا بفهمیم نگرانی طبیعی است یا باید جدی‌اش بگیریم؟

اضطراب همیشه نشانه یک مشکل روان‌شناختی نیست؛ بخشی طبیعی از سیستم هشدار ذهن و بدن ماست. اما از کجا بفهمیم نگرانی ما طبیعی و متناسب با شرایط است و از چه زمانی اضطراب دارد زندگی‌مان را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ در این مقاله، تفاوت اضطراب، استرس و نگرانی را بررسی می‌کنیم و می‌بینیم چرا در شرایط پر از نااطمینانی، نگرانی درباره آینده می‌تواند طبیعی باشد؛ اما وقتی اضطراب خواب، تمرکز، روابط یا عملکرد روزمره ما را مختل می‌کند، بهتر است آن را جدی بگیریم.

اضطراب؛ از کجا بفهمیم نگرانی طبیعی است یا باید جدی‌اش بگیریم؟

تا حالا شده همه‌چیز ظاهراً خوب باشد، اما درونت احساس کنی قرار است اتفاق بدی بیفتد؟

نه اتفاق مشخصی افتاده، نه کسی خبر بدی به تو داده، نه حتی می‌توانی دقیقاً بگویی از چه چیزی می‌ترسی؛ اما ذهنت مدام مشغول است.

«نکنه پول کم بیارم؟»

«نکنه مریض بشم؟»

«نکنه برای خانواده‌ام اتفاقی بیفته؟»

«نکنه این رابطه خراب بشه؟»

«نکنه آینده‌ام اون چیزی نشه که می‌خوام؟»

گاهی حتی بدن هم وارد ماجرا می‌شود: قلبت تندتر می‌زند، عضلاتت منقبض می‌شوند، نفست تغییر می‌کند، خوابت به‌هم می‌ریزد یا احساس می‌کنی نمی‌توانی ذهنت را خاموش کنی.

اینجاست که معمولاً یک سؤال مهم پیش می‌آید:

من فقط نگرانم یا اضطراب دارم؟

و مهم‌تر از آن:

چه زمانی این اضطراب طبیعی است و چه زمانی باید برایش کمک گرفت؟

اضطراب همیشه دشمن ما نیست

اضطراب، برخلاف چیزی که گاهی تصور می‌کنیم، از ابتدا برای خراب کردن زندگی ما ساخته نشده است.

مغز انسان باید بتواند خطر را پیش‌بینی کند.

اگر قرار باشد بدون هیچ نگرانی از خیابان رد شویم، بدون فکر کردن تصمیم‌های مهم بگیریم یا نسبت به آینده کاملاً بی‌تفاوت باشیم، احتمالاً زندگی چندان امنی نخواهیم داشت.

مقداری اضطراب می‌تواند به ما بگوید:

«حواست باشد.»

«برای این امتحان آماده شو.»

«قبل از این تصمیم کمی بیشتر فکر کن.»

«این موقعیت شاید خطرناک باشد.»

بنابراین مسئله این نیست که چطور هیچ‌وقت مضطرب نشویم.

مسئله این است که بفهمیم:

چه زمانی اضطراب دارد از یک پیام هشدار به یک زندگی دائماً در حالت هشدار تبدیل می‌شود؟

فرق استرس، نگرانی و اضطراب چیست؟

این سه کلمه آن‌قدر در زندگی روزمره به جای هم استفاده می‌شوند که گاهی تفاوتشان را فراموش می‌کنیم.

استرس معمولاً پاسخی به یک فشار یا عامل بیرونی است.

مثلاً امتحان داری، مهلت کاری نزدیک است، با کسی دچار مشکل شده‌ای یا درگیر یک مسئله مالی هستی.

تا وقتی عامل فشار وجود دارد، بدن و ذهن تو هم در حالت آماده‌باش هستند.

نگرانی بیشتر چیزی است که در ذهن اتفاق می‌افتد.

ذهن شروع می‌کند به فکر کردن درباره آینده:

«اگر این اتفاق بیفتد چه؟»

«اگر نتوانم از پسش بربیایم چه؟»

«اگر بدتر شود چه؟»

اما اضطراب فقط یک فکر نیست.

می‌تواند مجموعه‌ای از نگرانی، ترس، برانگیختگی بدنی و احساس تهدید باشد؛ حتی زمانی که خطر مشخص و فوری‌ای وجود ندارد.

برای همین ممکن است یک نفر بگوید:

«من می‌دونم الان اتفاق خاصی نیفتاده، ولی بدنم انگار منتظر یه اتفاق بده.»

این جمله را باید جدی گرفت.

چون اضطراب همیشه از منطق پیروی نمی‌کند.

پس اگر زندگی‌ام واقعاً سخت است، اضطرابم طبیعی نیست؟

اینجا یکی از مهم‌ترین سوءتفاهم‌ها درباره اضطراب اتفاق می‌افتد.

گاهی آدمی در شرایط واقعاً سخت زندگی می‌کند و اطرافیان به او می‌گویند:

«این که اضطراب نداره، شرایطت واقعاً بده!»

و از طرف دیگر، گاهی کسی در شرایط نسبتاً امنی زندگی می‌کند اما ذهنش دائماً در حال پیش‌بینی فاجعه است.

هر دو حالت ممکن است.

به‌خصوص در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی، نگرانی درباره آینده، فشار مالی، اخبار جنگ و احساس ناامن بودن بخشی از تجربه روزمره مردم شده، طبیعی است که سطح نگرانی بسیاری از افراد بالا برود.

وقتی ارزش پول تغییر می‌کند، برنامه‌ریزی برای آینده سخت می‌شود و حتی خبرهای مربوط به امنیت و جنگ وارد زندگی روزمره می‌شوند، نمی‌توان انتظار داشت ذهن انسان مثل روزهای عادی واکنش نشان دهد.

مغز به محیط پاسخ می‌دهد.

بنابراین اگر در چنین شرایطی نگران آینده، خانواده، وضعیت مالی یا امنیت خودت هستی، این نگرانی به‌خودی‌خود نشانه «بیمار بودن» تو نیست.

اما یک نکته مهم وجود دارد:

واقعی بودن یک تهدید، به این معنا نیست که تمام واکنش‌های اضطرابی ما هم مفید و متناسب هستند.

ممکن است یک نگرانی از یک مسئله واقعی شروع شود، اما بعد کم‌کم به چیزی تبدیل شود که تمام زندگی را اشغال می‌کند.

اضطراب از کجا به بعد مشکل‌ساز می‌شود؟

شاید بهتر باشد به جای اینکه بپرسیم:

«چقدر اضطراب دارم؟»

بپرسیم:

«اضطرابم با زندگی من چه کار می‌کند؟»

دو نفر ممکن است هر دو درباره آینده اقتصادی خودشان نگران باشند.

یکی شب کمی فکر می‌کند، برنامه مالی‌اش را بررسی می‌کند و بعد می‌خوابد.

دیگری ساعت‌ها قیمت‌ها و اخبار را چک می‌کند، نمی‌تواند بخوابد، مدام سناریوهای فاجعه‌آمیز می‌سازد، نمی‌تواند روی کارش تمرکز کند و حتی وقتی اتفاق خاصی نیفتاده احساس می‌کند باید برای یک فاجعه آماده باشد.

هر دو «نگران» هستند.

اما رابطه آنها با نگرانی یکسان نیست.

در اضطراب مشکل‌ساز، نگرانی کم‌کم از یک واکنش به یک موضوع، به شیوه‌ای برای زندگی کردن تبدیل می‌شود.

آخرین بروزرسانی: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

خدمات مرتبط

مشاوره فردی

درمانگران این حوزه

تماس تلفنی